تاریخچه ی اول
دمل کلیوی که در لگنچه باز شده
عبدالله بن سواده مبتلی به تبهای مخلوط شش روز در میان و زمانی یکروز در میان و چهار روز در میان و گاهی هر روزی بود
و قبل از تب لرز مختصر مینمود و بدفعات زیاد ادرار می کرد.
چنین نظر دادم که این تب ها باید به ربع مبدل گردد ؛ یا آنکه ممکن است بیمار دملی در کلیه ها داشته باشد .
پس از اندکی چرک با ادرار از بیمار خارج شد ؛ بدین جهت او را از عدم عود تبها آگاه نمودم و چنان شد. علتی که مرا در
ابتدا مانع شد که نظر قطعی دهم ؛ که بیمار دمل ( زخم ) در کلیه ها دارد ؛ این بود که بیمار قبلا مبتلی به تبهای یکروز در میان
و نوع دیگر تبها شده بود و گمان می نمودم که این نوع تب مخلوط باید از تورم و التهاب حاصل شده باشد ؛ و ممکن است به تب
ربع شدید مبدل گردد .
فراموش کردم از مریض سوال کنم که وقتی بر میخیزد احساس سنگینی در ناحیه کمر میکند یا خیر ؟ بیمار هم در این باب
اظهاری نکرد.
زیادی ادرار گمان مرا برای وجود دملی در کلیه ها تقویت نمود. من از اینکه پدر بیمار مبتلی به ضعف مثانه بوده و از این درد
می نالیده و نیز در مواقع سلامت بهمین درد مبتلی بود اطلاعی نداشتم .
بنابراین بر ماست که از دقت کامل در این قبیل موارد غافل نباشیم و نهایت مراقبت را انجام دهیم ؛ انشاء الله تعالی.

ترجمه فارسی تاریخچه ها و حکایات طبی و بالینی رازی
وقتی که چرک در ادار بیمار دیده شد ؛ مدرات برای او تجویز نمودم ؛ تا اینکه ادراش از چرک صاف شد ؛ سپس گل مختوم و
کندر و دم الاخوین باوخورانیدم ؛ تا بیماریش رفع گردید و در عرض دو ماه سریع و کامل معالجه شد .
چون بیمار ابتدا از سنگینی ناحیه کمر شکایت ننمود ؛ مرا هدایت کرد که دمل کلیه اش بایستی کوچک باشد. اما پس از آنکه
چرک در ادرارش پیدا شد از او سوال کردم آیا چنین حالتی احساسکرده بودی ؟
گفت : آری .
زیرا اگر دمل بزرگ می بود قطعا خود بیمار ازآن شکایت مینمود و تخلیه سریع چرک نشان داد ؛ که زخم بایستی کوچک باشد.
اطباء دیگر حتی پس از ظهور چرک در ادرار چیزی از حالت او درک ننموده بودند ( تشخیص نداده بودند ).

حواشی تاریخچه اول
1.نکته مهمی که در این تاریخچه بمانند اغلب تاریخچه های دیگر رازی دیده می شود ؛ ذکر نام و هویت بیمار است .
چنانچه میدانیم امروز هم عموما نام بیماران در شرح حال و تاریخچه بیماریشان در بایگانی بیمارستانها و کلینیگها دیده میشود؛
منتهی در رسالات چاپی فقط کلمه اول نام بیمار از نظر رازپوشی که در آئین پزشکی حکم فرماست ؛ دیده میشود.
نگارش این قبیل تاریخچه های طبی در دوران طب اسلامی یادگار رازی است ؛ اما شرح حال و تاریخچه های طبی قبل از
رازی توسط طبیب بزرگ یونانی بقراط حکیم در کتب تاریخ طب و تذکره ها آمده است .
2.حمای غب ( Fievre tierce)
3.وه – حماسی ربع (Fievre quarte )
4.حمای یوم ( Fievre quotidienne )
5.در متن عربی خراج آمده است ؛ که مقصود دمل یا زخم ( abces )میباشد؛ معادل خراج در زبان فرانسه ( Anthrax ) است .
6.یعنی ضعف مثانه .
7.گل مختوم ( Terre sigillee که لاتینی آن ؛ Terra sigillata ) .
8.کندر که بزبان فرانسه Encens گویند .
9.که آنرا بفارسی خون سیاوشان و بفرانسه Sang dragon گوبند .
10. از تارخچه اول چنین مستفاد می گردد که در حقیقت رازی با دقت بسیار به تشخیص تفکیکی ( Diagnostic differential ) بیماری پرداخته است .
مرحوم پرفسور ادواربراون این تاریخچه را در کتاب طب اسلامی ترجمه نموده و از عهده آن بخوبی بر آمده است . ایضا
مرحوم دکتر ماکس میرهوف ( Max Meyerhof ) در حواشی رساله خود نگاشته اند : (( این مورد توسط پرفسور
ادواربراون ترجمه گردیده است ؛ اشکالات زیادی برای او پیدا شده ولی توانست طبیعت کلی مرض را بشناسد و در ترجمه
او همانطور که قبلا ذکر شد ما مجبور هستیم بجای لفظ زخم کلمه دمل و بجای زخم کم فقط دمل کوچک جتنشین نمائیم . ما
بدین ترتیب یک فکر روشن راجع به مرض بدست میاوریم که عبارت بود از دمل کلیوی شناخته شده بواسطه تبهای غیر منظم
و بالاخره سوراخ شدن آن ( راه یافتن ) در لگن کلیوی )) .
میرهوف گوید : (( قضاوت همکاران قاهره برای کارهای رازی در این مورد آنستکه رازی بدون کمک وسائل جدید شیمیائی
و میکرسکپی توانسته است ؛ تمام این ملاحظات را انجام دهد . ))
حقیقت هم چنین است یعنی رازی در آن روزگار بدون استعانت به وسائل شیمیائی و میکروسکپی کنونی با کمال دقت بیمار و
وضع حال او در نظر داشته و با اصطلاح خوب تفتیش نموده و توانسته است مشی بیماری را از ابتدا تا انتها با مراقبت کم نظیری
مطالعه نماید .
عبدالله بن سواده مبتلی به تبهای مخلوط شش روز در میان و زمانی یکروز در میان و چهار روز در میان و گاهی هر روزی بود
و قبل از تب لرز مختصر مینمود و بدفعات زیاد ادرار می کرد.
چنین نظر دادم که این تب ها باید به ربع مبدل گردد ؛ یا آنکه ممکن است بیمار دملی در کلیه ها داشته باشد .
پس از اندکی چرک با ادرار از بیمار خارج شد ؛ بدین جهت او را از عدم عود تبها آگاه نمودم و چنان شد. علتی که مرا در
ابتدا مانع شد که نظر قطعی دهم ؛ که بیمار دمل ( زخم ) در کلیه ها دارد ؛ این بود که بیمار قبلا مبتلی به تبهای یکروز در میان
و نوع دیگر تبها شده بود و گمان می نمودم که این نوع تب مخلوط باید از تورم و التهاب حاصل شده باشد ؛ و ممکن است به تب
ربع شدید مبدل گردد .
فراموش کردم از مریض سوال کنم که وقتی بر میخیزد احساس سنگینی در ناحیه کمر میکند یا خیر ؟ بیمار هم در این باب
اظهاری نکرد.
زیادی ادرار گمان مرا برای وجود دملی در کلیه ها تقویت نمود. من از اینکه پدر بیمار مبتلی به ضعف مثانه بوده و از این درد
می نالیده و نیز در مواقع سلامت بهمین درد مبتلی بود اطلاعی نداشتم .
بنابراین بر ماست که از دقت کامل در این قبیل موارد غافل نباشیم و نهایت مراقبت را انجام دهیم ؛ انشاء الله تعالی.
کلیه حقوق © برای دکتر نادر کاظمی محفوظ است
طراحی و توسعه : شرکت آوین